.

.

Monday, November 25, 2013

من عاشق شده‌ام، پس هم‌جنس‌گرا هستم

عشق هم‌جنس‌گرایان که معمولا توسط رسانه و تبلیغات یا به علت سرکوب سیستم‌های سیاسی و اجتماعی از دید عموم دور می‌ماند، موضوع بحثی‌ است که هم‌جنس‌گرایانی از داخل و خارج ایران در این‌جا درباره آن حرف زده‌اند.

عشق به روایت دهخدا ماخوذ از عَشَقه است و می‌گوید “آن نباتی است که آن را لبلاب گویند، چون بر درختی بپیچد آن را خشک کند، همین حالت عشق است بر هر دلی که طاری شود صاحبش را خشک و زرد کند.”
روایت مجتبی٬ جوان ساکن تهران از عشق چنین است: «من نمی‌دانستم گی (هم‌جنس‌گرا) هستم تا وقتی در ۱۸ سالگی عاشق یک پسر دیگر شدم.»
اما جایی در این میان هست که روایت دهخدا و مجتبی به هم می‌رسند٬ آن‌جا که مجتبی می‌گوید: «دو سال باهم بودیم. چطور بود؟ داغ و آتشین و زجردهنده. معشوقم رفت و من داغون شدم، ولی به هیچ کس نمی‌توانستم چیزی بگویم. اصل چالش همین بود: سکوت. استرس برایم خواب و خوراک نگذاشته بود٬ منزوی شده بودم.» انگار که مجتبی همان درختی باشد که عَشَقه به او پیچیده بود٬ خشک می‌شد٬ زرد می‌شد٬ “منزوی” شده بود.
گفت‌وگوی دویچه‌وله با مجتبی در توییتر انجام می‌‌شود که او چند سال است در آن به صورت مداوم درباره زندگی و تمایلات هم‌جنس‌خواهانه‌ی خود می‌نویسد. مجتبی می‌گوید: «استریت‌ها (دگرجنس‌گرایان) برای عاشق شدن اجازه دارند، اما ما یاد گرفته‌ایم که نیازی به اجازه نیست.»
چنین است که پسر ۲۳ ساله‌ای از ایران٬ جایی که سکس با هم‌جنس برای مردان حکم اعدام دارد٬ از عشق می‌گوید. عشقی که در ادبیات رنگ عرفان و معنویات گرفته و در زندگی واقعی مهر ممنوعیت خورده است.
«مردم عشق ما را ندیده‌اند»
«چهارده ساله بودم. حس‌ام حس عاشقى نوجوان. انگار همه زندگی‌ام بود. ساعت‌ها نگاهش مى‌کردم. اما همیشه احساس عذاب وجدان داشتم که نکند چون پسرى دور و برم نیست و اجازه ندارم با پسر دوست بشوم با او هستم. مخصوصا موقع سکس.»
این قصه سمیه است؛ هم‌جنس‌گرای مقیم اروپا. او حالا دیگر نوجوان ۱۴ ساله‌ای نیست که خانواده به عشق هم‌جنس‌گرایانه‌اش بو بردند و “از معشوق جدایش کردند”. زنی ۳۰ ساله است و آنقدر دنیا را دیده که می‌گوید: «عشق ورزیدن به زن و مرد و حتى دریافت عشق از زن یا مرد براى من با هم متفاوت‌اند. آن چیزى که در عشق زن به زن تحسین مى‌کنم و دوست دارم، حس درک واضح و شفاف و برابر است، جداى جذابیت‌هاى فیزیکى.»
اما چرا همه پیچیدگی‌های ممکن در عشق درباره هم‌جنس‌گرایان معمولا به کناری می‌رود٬ حتی خود عشق به کناری می‌رود و آن‌چه جامعه از رابطه دو هم‌جنس معمولا در نظر می‌گیرد محدود به سکس می‌ماند و کم‌تر عشق در این نوع رابطه مد نظر قرار می‌گیرد.
ساقی قهرمان٬ مدیر سازمان دگرباشان جنسی ایرانی٬ به دویچه‌وله می‌گوید: «در قوانین قضایی و اجتماعی و فرهنگی ایران آن چه غیرقانونی و جرم و غیراخلاقی و تابو به شمار می‌آید سکس است، عشق نیست. آدم‌ها، تا زمانی که نیروی جنسی‌شان به سود ماشین اداره‌کننده‌ی جامعه مصرف شود، می‌توانند برای یک لنگه کفش یا یک گاوآهن هم غزل بسرایند و به یادش به ماه نگاه کنند، اما نیروی جنسی‌شان را باید فقط صرف خدمت‌رسانی و لذت‌رسانی به واحد تولید مثل جامعه کنند.»
او البته از زاویه‌‌ای دیگر هم به ماجرا نگاه می‌کند و می‌گوید شاید وجود عشق‌هم‌جنس‌گرایان نادیده گرفته نمی‌شود٬ بلکه موضوع این است که “مردم نمونه‌ای ندارند که ببینند”. او می‌گوید: «مردم هنوز ما را ندیده‌اند که بدانند یا ندانند چقدر عاشق می‌شویم و چقدر با هم عاشقانه زیست می‌کنیم، اما عکس‌های ما را در حال سکس می‌بینند. خب از همین هم حرف می‌زنند. چاره‌ی دیگری ندارند. اگر ما چند نمونه از رابطه‌های عاشقانه‌مان را نشان‌شان بدهیم، از عشق ما هم حرف می‌زنند.»
به گفته قهرمان آنچه اهمیت و ضرورت دارد این است که از حقوق هم‌جنس‌گرایان حرف زده شود: «به معنای درک از حقوق ما.»
«آقای احمدی‌نژاد! او هست»
کرمانشاه٬ پاییز ۱۳۹۲؛ یک ماه قبل از نگارش این گزارش: سپاه پاسداران اعلام کرد که “چند ده نفر” هم‌جنس‌گرا را دستگیر کرده است. این خبر که اولین در نوع خود نیست در حالی پخش شد که محمود احمدی‌نژاد٬ رئیس‌جمهور وقت ایران٬ در سال ۱۳۸۶ در دانشگاه کلمبیا، چشم در چشم دنیا دوخت و گفت:‌«در کشور ما همجنس‌باز وجود ندارد.»
“هم‌جنس‌باز” لفظ تحقیرآمیزی ا‌ست که در ادبیات رسمی حاکمیت و زبان کوچه و بازار در ایران برای هم‌جنس‌گرایان استفاده می‌شود.
ساقی قهرمان٬ مدیر سازمان دگرباشان جنسی ایرانی٬ به دویچه‌وله می‌گوید: «اگر شهروند هم‌جنس‌گرا به رسمیت شناخته شود، حقوق شهروندی‌اش می‌بایست به رسمیت شناخته شود و حق عشق ورزیدن.»
اما عشق در همین “غیررسمی‌ترین” شکل خود است که برای مجتبی “مبارزه” محسوب می‌شود. مجتبی می‌گوید: «وقتی در ایران هستی، هر یک بار که معشوق‌ات را می‌بوسی انگار داری با حکومت مبارزه می‌کنی. بوسه‌ای که مخالفین‌ات را عذاب می‌دهد خودت را خوشحال می‌کند.»
ساقی قهرمان هم می‌گوید در آغوش کشیدن تن یک هم‌جنس، فقط سکس نیست؛ “ما با این در آغوش کشیدن و به درون کشیدن و واکاویدن تن‌هامان، ابراز من بودن و من هستم می‌کنیم.”
مجبتی که روزی از عشق “زرد” شده بود اگرچه چنین عشقی را “مبارزه کردن” می‌داند اما از تاثیر عاطفی عشقی که به رغم سرکوب‌ها شکل گرفته هم حرف می‌زند و تاثیر آن را “قوی” می‌داند: «زندگی را زیر و رو می‌کند.»
«اگر زودتر فهمیده بودم»
گاهی اما فرد هم‌جنس‌گرا “مبارزه” نمی‌کند٬ حتی برای دوره‌ای خود مامور کنترل رعایت قوانینی می‌شود که از سوی سیستم سیاسی و اجتماعی حاکم به زندگی افراد تحمیل شده‌است. کیارش، هم‌جنس‌گرای ایرانی که به تازگی مقیم اروپا شده است در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید: «تصمیم می‌گیری برخلاف آن‌چه احساس می‌کنی٬ عاشق یک دختر شوی و تلاش هم می‌کنی. یا در معرض علاقه یک دختر قرار می‌گیری و می‌گویی خب بگذار به وجود بیاید. ولی با وجود این‌که سعی هم کردی اما عشق به وجود نمی‌آید.»
او تاکید می‌کند “حداقل برای من اینطور بود٬” و ادامه می‌دهد: «جایی احساس می‌کنی با این‌که این آدم از هر لحاظی برای تو همه معیارها را دارد و با این‌که تلاش هم کرده‌ای که عاشق شوی این اتفاق نیفتاده است. اما حداقل در ایجاد رابطه‌های اول با هم‌جنس‌ات می‌خواهی فقط یک رابطه را تجربه کنی که ببینی چه می‌شود و وقتی به خودت می‌آیی می‌بینی بدون این‌که تلاشی کرده باشی عاشق شده‌ای.»
کیارش به نظام آموزشی ایران اشاره می‌کند و می‌گوید: «در سیستمی که ما در ایران در آن بزرگ شدیم٬ عشق آموزش داده نمی‌شد٬ اگر هم حرفی بود از عشق الهی و عرفانی بود. اما همیشه گزینه‌ی جایگزینی برای کسانی که می‌خواستند یاد بگیرند وجود داشت٬ ترانه‌ها٬ فیلم‌ها٬ یا حتی در جامعه افرادی را می‌دیدی که دارند عاشقانه با هم زندگی می‌کنند اما درباره هم‌جنس‌گراها همچین چیزی هم وجود نداشت.»
به گفته او “جامعه نه تنها مدلی به تو ارایه نمی‌دهد که حتی با خطاکار دانستن تو تو را معذب می‌کند که مبادا عاشق شوی.”
کیارش حال در قلب اروپا زندگی می‌کند و در دومین عشق خود که در محیط آزادتر کشور جدید اتفاق افتاده توانسته تایید دیگران را بگیرد که “این رابطه٬ یک رابطه عاشقانه است.” همین تایید دیگران است که او را به این نکته می‌رساند که عشق اول‌اش هم که در یکی از شهرستان‌های ایران اتفاق افتاده بود عشق بوده است: «با خودم گفتم اگر این اسمش عشق است پس رابطه‌ای هم که قبلا داشتم اسمش عشق بوده است.»
کیارش می‌گوید که دیگر خیلی برای فهمیدن این موضوع دیر است. او می‌گوید اگر همان زمان می‌فهمیدم که عاشقش هستم به رغم مشکلات موجود عشق و رابطه‌را “هر جوری” که بود حفظ می‌کردم.
شاید عشق برای هم‌جنس‌گرای دور نگه داشته شده از آن به نوعی مصداق دو بیتی از مولوی باشد که می‌گوید:
غیر عشقت راه بین جستیم نیست
جز نشانت همنشین جستیم نیست
پشت ما از ظن بد شد چون کمان
زانک راهی بی‌کمین جستیم نیست

دگرباشان ایران از سوی حکومت و جامعه در تبعیض‌اند



مرکز اسناد حقوق بشر ایران با انتشار گزارشی مفصل٬ از «نقض حقوق دگرباشان در ایران» خبر داده و تاکید می‌کند که دگرباشان ایرانی «هم از سوی حکومت و هم جامعه مورد تبعیض قرار گرفته و از آنها سوءاستفاده می‌شود».
 
این گزارش که با نام «هویت انکار شده» منتشر شده٬ بر اساس گفت‌و‌گو با شماری از دگرباشان ایرانی‌ای که «آزار و اذیت شده‌اند» و همچنین تحلیل حقوق جزایی جمهوری اسلامی٬ به مواردی از «نقض حقوق دگرباشان و عدم پیروی ایران از قوانین بین‌المللی» اشاره کرده است.
 
در این گزارش آمده است: «جمهوری اسلامی از زمان روی کار آمدنش٬ در قانون و عمل٬ با همجنس‌گرایان تبعیض‌آمیز برخورد کرده است. در شرایطی که تراجنسیتی‌ها (ترَنس جِندِر) در ایران٬ در صورت تغییر جنسیت خود٬ مورد حمایت قانونی قرار می‌گیرند٬ این نگرانی شدید وجود دارد که همجنس‌گرایان نیز بدون هیچ لزومی٬ تشویق شوند که برای تغییر جنسیت٬ تحت عمل جراحی قرار بگیرند.»
 
بر اساس فتوای آیت‌الله خمینی٬ بنیان‌گذار جمهوری اسلامی٬ ترنس‌‌جندر‌ها در ایران می‌توانند تحت عمل جراحی قرار گرفته و جنسیت خود را تغییر دهند٬ اما همجنس‌گرایی٬ بر اساس باورهای جمهوری اسلامی یک نوع «انحراف جنسی» به شمار می‌رود و پذیرفته شده نیست.
 
مرکز سناد حقوق بشر ایران که مقرش در کانتیکت آمریکاست در گزارش خود  که ۱۶ آبان‌ماه منتشر شده٬ آورده است که در عین حال دگرباشان ایران هدف طیف گسترده‌ای از سوءاستفاده‌ها و تبعیض‌ها از قبیل «دستگیری٬ تجاوز در حین بازداشت٬ اخراج از موسسه‌های آموزشی و محرومیت‌ از فرصت‌های شغلی» قرار می‌گیرند و این در حالی است که این تبعیض‌ها و سوءاستفاده‌ها در سطح جامعه نیز علیه آن‌ها اعمال می‌شود.
 
گیسو نیا٬ مدیر اجرایی مرکز اسناد حقوق بشر ایران، در خصوص این گزارش گفته است: «در حالی که روند جهانی رو به سوی قانونی کردن ازدواج همجنس‌گرایان و افزایش حمایت‌ها از حقوق دگرباشان دارد٬ قوانین ایران همچنان تنبیه بدنی و حتی اعدام همجنس‌گرایان را روا می‌داند.»
 
خانم نیا افزوده است: «تا زمانی که مقام‌های ایران نپذیرند که قانون اساسی جمهوری اسلامی نیازمند اصلاحی عمیق است تا از طریق آن بتوان از حقوق این گروه اقلیت حمایت کرد٬ شاهد خروج شمار زیادی از دگرباشان از ایران و پناهنده شدنشان در بیرون از مرزهای آن کشور خواهیم بود.»
 
سازمان‌های حقوق بشری و فعالان حقوق بشر بارها در مورد به وضعیت دگرباشان در ایران ابراز نگرانی کرده‌اند.
 
احمد شهید٬ گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران اسفندماه ۱۳۹۱ در گزارش خود اظهار کرد که دگرباشان در ایران مورد «آزار و اذیت٬ بازجویی و مجازات‌های ظالمانه قرار می‌گیرند و حقوق اساسیشان نادیده گرفته می‌شود».
 
محمدجواد لاریجانی٬ دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه ایران در واکنش به گزارش احمد شهید٬ همجنس‌گرایی تاکید کرده است که در نظام جمهوری اسلامی همجنس‌گرایی «یک مرض و بیماری» است و تبلیغ برای آن «خلاف قانون»‌ است.

Sunday, November 3, 2013

آلمان به عنوان اولین کشور اروپایی اجازه داده تا نوزادانی که به هنگام تولد جنسیت مشخصی ندارند به عنوان “جنسیت سوم” ( نه مذکر و نه مونث) به ثبت برسند.
به این ترتیب از این پس والدین آلمانی می توانند در گواهی تولد نوزادانشان، اشاره ای به هویت جنسی آنها نداشته باشند و به جای آن تقسیم بندی جدیدی تحت عنوان “هویت جنسی نامشخص” ایجاد می شود.
تاکنون والدین مجبور بودند که بین مذکر و مونث یکی را برای تعیین جنسیت فرزندشان انتخاب کنند.
گفته شده که این اقدام با هدف کاهش فشار بر روی والدینی صورت گرفته که برای مشخص شدن جنسیت فرزندشان تصمیم گیری های فوری در مورد انجام عمل های جراحی بر روی نوزادان تازه متولد شده خود انجام می دهند.
براساس گزارش های دریافتی از هر ۲ هزار نفر، یک نفر هر دو خصوصیت زن و مرد را داراست.
این افراد به این دلیل که ترکیبی از کروموزم های مذکر و مونث را دارا هستند به “بیناجنس” معروفند.
به گفته خبرنگار بی بی سی مشکلات ناشی از تولد این گونه نوزادان اغلب والدین را به انجام عمل های جراحی بر روی این نوزادان ترغیب می کند.
خبرنگار بی بی سی می افزاید در این عمل های جراحی سعی می شود که تا حد ممکن جنسیت نوزاد را به آن چه که از نظر ویژگی های فیزیکی نزدیک است، تبدیل کنند.
تغییر در این قانون در آلمان به دنبال بررسی موارد متعددی در این کشور صورت گرفته است.
اما این قانون مشخص نمی کند که این تغییر چه تاثیری بر روی قوانین مربوط به ازدواج و داشتن شریک زندگی در آلمان خواهد داشت.

Friday, October 25, 2013

شب هفدهم مهرماه، نیروهای سپاهی پایگاه نبی اکرم به یک مهمانی تولد در یکی از تالارهای شهر کرمانشاه حمله کردند. روز بعد تارنمای بسیجی های شهر گزارش این حمله را منتشر کرد. در این گزارش گفته شد که یک “شبکه” متشکل از “ده ها تن” از افراد همجنسگرا  و “شیطان پرستان” متلاشی شد (البته به جای همجنسگرا از واژه توهین آمیز همجنس باز استفاده شده بود). همچنین ادعا شد که این “شبکه” به مدت “چندین ماه از سوی نیروهای امنیتی سپاه زیر نظر بوده است” و نیز هشت تن از افراد این گروه اقدام به “ازدواج همجنسگرایانه” کرده بودند.
چندین تن از توابع کشورهای خارجی از جمله عراق و برخی کشورهای دیگر منطقه حضور داشتند … گروه های شیطان پرستی و همجنس بازی نیروهای خود را از خارج فرستاده بودند. مدت زمان زیادی است که سعی می کنند با نفوذ در کشور این رفتارهای مشمئز کننده را در کشور رواج دهند.
برخی اطلاعات دیگر از سوی منابعی از داخل ایران به دست آمده که برخی از آنها را می توانیم با شما در میان بگذاریم.
  • حدود هشتاد نفر در این میهمانی دستگیر شدند. ماموران آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند، از اسپری فلفل استفاده کردند، و اطلاعات شخصی افراد را گرفتند (از جمله تلفن های همراه آنها).
  • حدود ۱۷ نفر از آنها همچنان تحت بازداشت نگاه داشته شدند و به مکان نامعلومی برده شدند (بقیه افراد همان شب آزاد شدند). آنها مورد ضرب و شتم و تهدید قرار گرفته اند، و بطور لفظی و فیزیکی تحقیر شده اند.
  • بسیاری از آنها آزاد شده اند، اما همچنان ۵ نفر در بازداشت هستند. گزارش هایی حاکی از آن بود که امروز شنبه، در دادگاهی محاکمه خواهند شد، اما کسی از اتهامات و یا نتیجه احتمالی خبر ندارد.
  • تمامی گزارش ها منتشر شده توسط خبرگزاری های رسمی فارسی زبان داخل ایران ادعا می کنند که افراد دگرجنسگرا علاوه بر افراد همجنسگرا و ترنس در میهمانی حضور داشته اند.

Wednesday, October 9, 2013

احساس میکنم تو یه حباب توی یه یه فضای بسته گیر کردم.حس میکنم توی پادگان گیر افتادم همه ادما مثل یه ربات بی روح و بی احساسن.اره ایران مثل یه پادگان هست به قول داریوش که میخونه وقتی که دل تنگه فایدش چیه ازادی زندگی زندونه وقتی نباشه شادی اره همه طرف غم و اندوه و گریه گرفته یکی هم نیست به داد مردم بدبخت ایران برسه شاید چون خود این مردم میخوان تو بدبختی دست و پا بزنن و همیشه تو غم و گریه زندگی کنن و زندگیشون جهنم باشه.ولی اگه کسی نخواد اینطوری زندگی کنه ایا دستی هست که کمکش کنه تا از این حباب سربسته که مثل زندونه نجات پیدا کنه وبه ازادی برسه

Monday, September 16, 2013

جیمی رودمایر Jamey Rodemeyer

ا 
https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEjB08AcIxnWV1lq8uQB6DvePKhtek2FQYYXVDmDmxOqhsI229Y_1JfZ3C316ec8mR3dIpz66crkEGXV_v3moNGDpxKVZxM9vEGnATJh5acUAqwFmM-jfyAC72DgC_YKwXo1JuCIoNnKptJ-/s1600/Jamey_Rodemeyer.png

متولد 21 مارس 1997 که در سن 14 سالگی در 18 سپتامبر 2001 خودکشی کرد جیمی یک همجنس‌گرای علنی بود که به همین دلیل مورد زورگیری قرار می گرفت. علت شهرت وی فعالیت علیه هوموفوبیا بود وویدئوهای در یوتیوب برای کمک به قربانیان زورگویی (bullying) منتشر می کرد. وی به خاطر زورگویی دامنه‌ دار خود را در سن چهارده‌سالگی حلق‌آویز کرد. الگوی وی برای کمک به دیگران لیدی گاگا بود. وی همواره در ویدئوهای خود نقل‌ قول‌هایی از ترانه‌های لیدی گاگا را استفاده می‌کرد. علی‌رغم همه توهین‌هایی که به وی می‌شود او تحت نام کاربری xgothemo99xx در یوتیوب برای کمک به افراد دیگری که دچار مشکلات مشابه بودند ویدئو می‌ساخت. وی همچنین در "پروژه بهتر می‌شود" مشارکت کرده بود و ویدئو ساخته بود. رودمایر در صبح ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۱ توسط خواهرش در حالی که خود را حلق‌آویز کرده بود پیدا شد. قبل از درگذشت وی در توییتر نوشته بود "ladygaga bye mother monster, thank you for all you have done, paws up forever" یعنی «لیدی گاگا خداحافظ مادر هیولا، ممنون از همه چیزی که انجام دادی، پنجه‌هایت را همیشه بالا بگیر» عبارت پنجه‌هایت را همیشه بالا بگیر بخشی از ترانه این‌گونه زاده شده‌ام است.
 بعد از مرگ وی لیدی گاگا اعلام کرد که به شدت ناراحت شده است و روزهایش را در حالی که «متفکر، گریه‌کنان و جیغ‌زنان» است طی می‌کند همچنین ترانه مو را در کنسرتی در لاس وگاس به جیمی تقدیم کرد و همچنین بعدتر با باراک اوباما برای جلوگیری از زورگویی در مدارس صحبت داشت 
در اکتبر ۲۰۱۱ زاکاری کوئینتو بازیگر آمریکایی در واکنش به خودکشی رودمایر همجنسگرایی خود را علنی کرد و در وب‌گاه رسمی‌اش نوشت «به خاطر درگذشت جیمی بر من روشن شد که زندگی کردن به عنوان همجنس‌گرا —ولی بدون اذعان عمومی به آن— به هیچ وجه برای به وجود آوردن برابری کامل کافی نیست»
 دن کولفلر از مجریان ای‌بی‌سی نیز همجنسگرایی خود را علنی کرد 
 همچنین در قسمتی از مجموعه تلویزیونی شبکه فاکس گلی به این موضوع اشاره شد. چندی بعد همجنس‌گرای دیگری به نام جیمی هابلر در سن پانزده‌سالگی نیز خودکشی کرد.پدر جیمی از سیاستمداران شناخته شده کانادا بود که خودکشی پسرش باعث شوک در کانادا شد 
 از طرف حزب محافظه کار کانادا یک ویدیو در پروژه بهتر می شود به یاد جیمی هالبر منتشر شده است تلویزیون سی بی سی یک برنامه به او اختصاص داد و Drake Jensen خواننده همجنسگرای کانادایی آهنگ "On My Way to Finding You" به یاد او تقدیم کرد 
در سال 2012 مجلس قانونگذاری ایالت Ontario هیئت مدیره مدارس را توسعه مبارزه با قلدری و زورگیری در مدارس و حمایت از همجنسگرایان موظف کرد