.

.

Sunday, October 18, 2015

ما همجنس گرایان در تمام عرصه های زندگی همچون خانواده، جامعه، حکومت و مذهب، همجنس گراستیزی را تجربه می کنیم، و چون همجنس گرایی بسیاری از ارزش های مردسالارانه را در حوزه های خانواده، سکس، مذهب و حتی جنبش های اجتماعی و سیاسی، تحت سئوال قرار می دهد، پاسخ نگهدارندگان این ارزش ها همجنس گراستیزی است.
همجنس گراستیزی در طبقه، جنسیت، دید سیاسی و یا مذهب خاصی بروز نمی کند، بلکه در تمام سطوح جامعه عملکرد دارد. به این نحو همجنس گرایان در گفتمان های غالب گروه های سیاسی و فعالان خارج کشور یا حذف می شوند و یا اگر هم حضور داشته باشند تاثیرگذار نیستند.
همجنس گراستیزی از این نظر یک نوع خشونت است.
خشونت سیستماتیک علیه همجنس گرایان با نگاهی کوتاه به تاریخچه روان پزشکی و روان شناسی آشکار می شود که با استفاده از شوک الکتریکی، هورمون ها، رفتار درمانی و زندانی کردن همجنس گرایان در بیمارستان های روانی به کنترل سکسوالیته ی آنها پرداخته است.
تنها بعد از فعالیت های بی وقفه ی همجنس گرایان بود که در سال 1974 همجنس گرایی از لیست بیمارهای روانی برداشته شد و حدود 20 سال بعد در سال 1992 سازمان بهداشت جهانی نیز همجنس گرایی را از لیست بیماری ها حذف کرد.
با این وجود بسیاری گمان می کنند که شوک الکتریکی، روی آوردن به خدا و مذهب یا ازدواج های تحمیلی می تواند هویت جنسی کسی را تغییر دهد. چنین تلاش هایی بر اساس این فرض عمل می کنند که همجنسگرایی را هویت نمی دانند بلکه نوعی رابطه جنسی و رفتاری می دانند که قابل تغییر است. هیچ مطالعه علمی تا به امروز موثر بودن چنین تلاش هایی را نشان نمی دهد.
ستیز سیستماتیک با همجنس گرایان اثرات مخربی در درک شخص از خود دارد. از دید روان شناسی کوییر، یک فرد همجنس گرا در یک جنگ روانی قرار می گیرد و شرم و گناهی که از جامعه دگرجنس گرا به او منتقل می شود هویت جنسی او را شکل می دهد. همین شکل گیری و شرم آگین دیدن خود باعث می شود که شخص همجنس گرا با خود همان ستیزی را داشته باشد که خانواده، جامعه، مذهب یا حکومت با او دارند.
به دلیل این شرم درونی شده و ستیز با خود است که برخی از همجنس گرایان به متدهای درمانی که با هویت آنها در ستیز است تن در می دهند. البته در کشورهایی مانند ایران که همجنس گرایان در خطر شلاق، زندان، تجاوز و اعدام قرار می گیرند، بدیهی است که برای حفاظت خود تن به پروسه تغییر جنسیت بدهند یا خود را در اختیار روان پزشکان و مذهبیون قرار بدهند و حتی انگ بیمار بودن را هم بپذیرند.
در پذیرفتن یا بهتر بگویم اجبار به پذیرفتن چنین نگاهی به خود است که همجنس گرایان به خودآزاری، خودکشی، داروها و مواد مخدر برای تسکین جدل درونی خودستیزی روی می آورند.
در مقابله با این ستیز سیستماتیک پروسه آشکار شدن شکل می گیرد. به این معنا که شخص کنترل جامعه را بر سکسوالیته خود وارونه می کند، موجودیت خود را در صحنه اجتماعی تثبیت می کند و در این پروسه بسیاری از معیارهای فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی جامعه دگرجنس گرا را به چالش می کشد.
به این دلیل در روان شناسی کوییر، آشکار شدن نقطه عطفی در سلامت روحی فرد همجنس گرا محسوب می شود، بخصوص که این حرکت شجاعانه اکثراً بدون حمایت و تایید خانواده، جامعه و مذهب انجام می شود.
در پایان:
مسئولیت هر شخص دگرجنس گرا در زیست روزمره برای مقابله با همجنس گراستیزی چیست:
گوناگونی جنسی و هویتی را در افراد بپذیرید.
تعریفی که شخص از هویت جنسی خود دارد را بپذیرید.
آگاهانه زبان هموفوبیک پنهان و آشکار را به چالش بکشید.
با حذف کردن و ساکت کردن همجنس گرایان در جمع ها آگاهانه برخورد کنید.
از قدرت اجتماعی خود به عنوان یک شخص دگرجنس گرا استفاده کنید و با همجنس گرا ستیزی علناً مخالفت کنید.
سکوت نکنید و مسئولیت های چنین مخالفت هایی را به دوش همجنس گرایان نگذارید.
آنهایی را که هویت جنسی خود را مورد سئوال و بررسی قرار می دهند حمایت کنید.
همجنس گرایان را برای آشکار شدن یا پنهان ماندن تحت فشار نگذارید.
روابط نزدیک و عاشقانه آنها را نادیده نگیرید و آنها را به رسمیت بشناسید.
برای امنیت جسمی و روحی و پرورش گسترش فضای اجتماعی که صدای همجنس گرایان در آن شنیده بشود تلاش کنید.
اما به جای آنها صحبت نکنید.
این عملکردها می تواند تمرینی در دمکراسی باشد. در این زمان که اطلاع رسانی بدون مرزی وجود دارد ندانستن، ندیدن و نشنیدن صداهای گوناگون آزادی خواهی عذر موجهی نیست!

Thursday, September 3, 2015

بهشتی که در آن با چاقو به ساکنانش حمله می‌کنند

یک یهودی افراطی با چاقو به شش نفر در رژه همجنسگرایان اورشلیم حمله کرد و یکی از آنها را به قتل رساند.
مدتی است که در رسانه‌ها شاهد تبلیغات بسیاری در زمینه‌ی آزادی‌های همجنسگرایان دراسراییل هستیم. کمپین‌‌های تبلیغاتی بسیاری با ساختن موزیک ویدئو، فیلم و دیگر رسانه‌های دیداری سعی دارند اسراییل را “بهشت همجنسگرایان” معرفی کنند.
این در حالی است که فعالان دگرباش بسیاری از درون اسرائیل گرفته تا فلسطین و دیگر نقاط جهان، با واقعیتی که در ورای این همه تبلیغ نهفته است، آشنا هستند: “صورتی‌نمایی”
  Pinkwashingیا صورتی‌نمایی، به تعریف حمید پرنیان، “اصطلاحی است که برخی فعالان بین‌المللی همجنسگرا به کار می‌برند تا نشان دهند که دولت اسرائیل چگونه با بزرگ‌سازی مسئله‌ پذیرش حقوق همجنسگرایان در برخی از شهرهای آن کشور و «پیشرفته» خواندن اسرائیل، می‌خواهد نقض حقوق فلسطینی‌ها و هم‌چنین نقض قوانین بین‌المللی را از دیده‌ها پنهان سازد. البته این اصطلاح فقط مربوط به اسرائیل نیست؛ هر راهبردی که از همجنسگرایی و حقوق دگرباشان جنسی به صورت ابزاری برای پوشاندن یا فراموشاندن ستمی استفاده می‌کند، صورتی‌نمایی است.”
جنبش اقلیت‌های جنسی در اسراییل همانند دیگر نقاط جهان دستاورد‌های بسیاری داشته و نمی‌توان منکر این دستاورد‌ها بود. آنچه در این نوشتار سعی داریم بر آن تاکید کنیم استفاده ابزاری و تبلیغاتی از آزادی‌های مدنی دگرباشان برای ایجاد پوشش خبری و کمرنگ جلوه دادن دیگر جنبه‌های مهم خشونت و نقض حقوق بشر در سیاست  داخلی و خارجی  و فرهنگ جاری بسیاری از کشورها به ویژه اسراییل است.
همانگونه که فعالان حقوق دگرباشان در مسیر مبارزات مدنی تاکید داشته و دارند که حقوق دگرباشان از دیگر لایه‌های اجتماع جدا نیست و نباید در اولویت‌های دست چندم قرار گیرد، پس از دستیابی به برخی آزادی‌های نسبی هم در کنار همین لایه‌های اجتماع ایستاده و دستیابی آنها به حقوق‌شان را مطالبه می‌کنند. نظیر چنین همراهی‌هایی را در جنبش اقلیت‌های جنسی بریتانیا در همراهی با معدن‌چیان را شاهد بوده‌ایم.
دگرباشان جنسی اسراییل در عین دست و پنجه نرم کردن با مشکلات و ناسازگاری‌های جامعه واپس‌گرا،‌ شاهد استفاده ابزاری و تبلیغاتی از موجودیت خود برای جلب افکار عمومی و کوشش برای لاپوشانی​ موارد بی‌شمار نقض حقوق بشر و ناکارآمدی‌های سیاسی و مدنی کشور خود​ هستند. با ارائه‌ی تصویر مدرن و آزادی که از مدارای با همجنسگرایان شهرهای اسراییل ارائه می‌شود سعی می‌شود تا تجاوزهای مستمری که دولت اسرائیل به حقوق بشر فلسطینی‌ها می‌کند، روپوشانی شود.
876489bcdb7d48968accfaca1f28f5d4_18
آنچه مسلم است، نه تنها آزادی‌های نسبی رسمی همجنسگرایان معیار معتبری برای سنجش وضعیت حقوق بشر و پایبندی سیاسی یک دولت به قوانین بین‌المللی نیست بلکه در سایه صورتی نمایی، آنچه زندگی یک همجنسگرا در دل یک جامعه سنتی و متحجر را تهدید می‌کند هم از دیده  به دور می‌ماند.
از سوی دیگر به طور موازی با صورتی‌نمایی، تلاش شده است که از همه مهاجرین مسلمان تصویری همجنسگراستیز و تهدیدی برای دگرباشان جنسی ترسیم شود. سوای اینکه با این تلاش‌ها حضور همجنسگرایان مسلمان و همچنین مسلمانان موافق با برابری‌های مدنی دگرباشان نادیده گرفته‌ می‌شود؛​ نقش مسیحیان بنیادگرا، کلیسای کاتولیک و همچنین یهودیان ارتودکس و افراط‌‌‌گرا در توسعه رفتارهای نفرت‌آمیز و همجنسگراستیزانه در اقصی نقاط‌ جهان نیز کمرنگ جلوه داده می شود​.
در روز ۳۰ جولای ۲۰۱۵ در رژه همجنسگرایان در اورشلیم  – در حالی که صدها مامور پلیس برای برقراری امنیت رژه همجنسگرایان در محل حاضر بودند- شاهد حمله  یک یهودی افراطی با چاقو​به شش نفر بودیم. در میان افراد زخمی، دختر ۱۶ ساله‌ای با نام Shira Banki حضور داشت که متاسفانه پس از چند روز تلاش پزشکان​ برای مداوای وی،​ درگذشت. پلیس اسراییل تایید کرده که ضارب مردی به نام Yishai Schlissel  بوده است که در سال ۲۰۰۵ نیز به سه نفر در رژه دگرباشان اورشلیم حمله کرده بود و به تازگی از زندان آزاد شده است. البته اینها تنها نمونه از این دست نیست؛ سال‌های گذشته همزمان با رژه همجنسگرایان در اورشلیم، یهودیان افراطی نیز برای ابراز انزجار از همجنسگرایی تجمع کرده‌اند. در سال  ۲۰۰۹ تیراندازی به مرکز همجنسگرایان اسراییل منجر به دو کشته و دست کم ۱۵ زخمی شد. نمونه‌های بسیاری از بیانیه‌های انزجارآمیز و توهین‌آمیز سازمان‌های مذهبی افراطی در این زمینه وجود دارد.
2296025820
صحنه حمله یک یهودی افراط‌گرا به شرکت‌کنندگان در پراید اورشلیم
مساله‌ی دگرباشان همواره محل تنش و چالش میان اقلیت سکولار و جامعه یهودی ارتودکس اورشلیم بوده است. به گزارش الجزیره، در پی آتش‌سوزی عمدی که منجر به مرگ کودک ۱۸ ماهه فلسطینی شده بود و همچنین حمله اخیر به رژه افتخار همجنسگرایان اورشلیم،​ راهپیمایی‌ اعتراض‌آمیزی با حضور صدها نفر در تل‌آویو در اعتراض به جنایت‌هایی که بر مبنای تنفر صورت می گیرد و جنایات بر علیه فلسطینیان،‌ انجام شد. راه‌پیمایی مشابهی هم در اورشلیم با حضور صد‌ها نفر درجریان بوده است.
حمله به پراید اورشلیم و درگذشت Shira اتفاق ناگواری است  که نه تنها بافته‌ی​ چند ساله‌ی​ صورتی‌نمایی اسراییل را رشته می‌کند بلکه نشان می‌دهد که عزم جدی برای فرهنگ‌سازی و آموزش در جامعه سنتی اسراییل وجود نداشته  و به جنبه‌های تبلیغاتی آن بیش از هر چیز بها داده شده است.
این امر یادآور این مهم است که قانون‌گذاری تنها دستیابی به بخشی از حقوق از دست‌رفته اقلیت‌های جنسی را فراهم می‌کند و هم‌راستا با آن باید امنیت روانی دگرباشان در جنبه‌های خانوادگی و اجتماعی در برنامه‌ریزی‌های فرهنگی در اولویت قرار گیرد.

Wednesday, August 12, 2015

رشد باور به سیالیت گرایش جنسی و رد تک‌جنس‌گرایی در میان جوانان

نظرسنجی های جدید نشان می دهند که جوانان در انگلستان و آمریکا بیش از نسل‌های قبل گرایش جنسی خود را سیال می دانند و بسیاری از آن‌ها به بیش از یک جنس گرایش دارند.
در یکی از آخرین نظرسنجی‌ها و گزارش‌های  مؤسسه YouGov که درباره جایگیری خودآگاه بزرگسالان آمریکایی و بریتانیایی در طیف مقیاس کینزی (Kinsey Scale) درباره گرایش جنسی آنهاست و در ماه آگوست ۲۰۱۵ منتشر شده است، نتایج قابل توجهی درباره درک این افراد از تمایل‌شان به جنس مخالف و موافق به دست می‌دهد.
با توجه به نتایج این دو نظرسنجی به نظر می‌رسد مفهوم سیالیت جنسی و جنسیتی در ذهن نسل‌های جوان‌تر جای بیشتری نسبت به نسل‌های قدیمی‌تر باز کرده است و در عین حال افراد بیش از پیش با مفهوم دوجنسگرایی آشنایی دارند.
این  پاسخ‌ها بدان معناست که افراد بسیاری در برهه‌های زمانی متفاوت در زندگی، گرایش‌های جنسی متفاوتی را تجربه نموده‌اند. شناخت از گرایش به همجنس، غیر همجنس و هر دو جنس در نسل جوان و نوجوان بسیار بیشتر از نسل پیشین بوده و به طول کلی افراد کمتری خود را مطلقاً دگرجنسگرا یا همجنسگرا می‌دانند.
در نظرسنجی که میان بزرگسالان بریتانیایی انجام شده است، تقریباً از هر دو  جوان  بین ۱۸ تا ۲۴ سال، یک نفر می‌گوید که صد در صد دگرجنسگرا نیست.
در این گزارش، ۲۳% از مردم بریتانیا خود را چیز دیگری غیر از ۱۰۰% دگرجنسگرا معرفی می‌کنند و این نرخ در میان افراد بین ۱۸ تا ۲۴ سال، تا ۴۹% نیز افزایش می‌یابد. به طور کلی این گزارش نشان می‌دهد که ۷۲% بریتانیایی‌ها خود را کاملاً دگرجنسگرا می‌دانند در حالی که ۴% آنها خود را کاملا همجنسگرا و ۱۹٪ خود را نه کاملاً همجنسگرا و نه کاملاً دگرجنسگرا هویت‌یابی می‌کنند.
از هر جوان بریتانیایی، یکی خود را صددرصد دگرجنسگرا نمی‌داند
از هر جوان بریتانیایی، یکی خود را صددرصد دگرجنسگرا نمی‌داند
در نظرسنجی مشابه در آمریکا، نزدیک به یک سوم جوانان آمریکایی یعنی ۳۱% آنها میگویند که ۱۰۰٪ دگرجنسگرا نیستند. مطابق نتایج این نظرسنجی ۷۸% آمریکایی‌‌ها گفته‌اند که کاملاً دگرجنسگرایند، در حالی که تنها ۴% آنها خود را کاملاً همجنسگرا می‌دانند. ۱۶% نیز گرایش جنسی خود را جایی میان این دو قرار می‌دهند.
از هر سه جوان امریکایی، یکی خود را صددرصد دگرجنسگرا نمی داند
از هر سه جوان امریکایی، یکی خود را صددرصد دگرجنسگرا نمی داند
نتایج به دست آمده از جوانان بین ۱۸ تا ۲۴ ساله بریتانیایی نشان می‌دهد در حالی که ۴۳% از آنان خود را در مقیاس کینزی جایی میان  ۱تا ۵ ، ۵۲% از آنها خود را در نقطه ۰ یعنی دگرجنسگرایی مطلق یا نقطه‌ ۶ و همجنسگرایی مطلق قرار می‌دهند. از این میزان، ۴۶% خود را کاملاً دگرجنسگرا و تنها ۶% خود را کاملاً همجنسگرا می‌دانند.
اما نظرسنجی مشابه میان آمریکایی‌ها نشان می‌دهد که جوانان آمریکایی کمتر از بزرگترهای خود مایلند خود را کاملاً همجنسگرا یا کاملاً دگرجنسگرا بدانند. در حالی که ۸۰% آمریکایی‌ها می‌گویند که همجنسگرا یا دگرجنسگرای مطلق‌اند،  تنها ۶۶% از آنهایی که زیر ۳۰ سال سن دارند، چنین نظری درباره خود دارند. ۲۹% آنان نیز خود را در طیفی میان اعداد ۱ تا ۵ قرار می‌دهند و تجربیات مختلفی در چارچوب گرایش‌‌های جنسی  داشته‌اند.
پاسخ امریکایی‌هایی که خود را دگرجنس‌گرا می‌دانند به این سوال که آیا تجربه رابطه با هم‌جنس خود داشته‌اید؟ ۸۷درصد پاسخ‌ها منفی بوده است.
پاسخ امریکایی‌هایی که خود را دگرجنس‌گرا می‌دانند به این سوال که آیا تجربه رابطه با هم‌جنس خود داشته‌اید؟ ۸۷درصد پاسخ‌ها منفی بوده است.
این نتایج را اما بیش از هر چیزی می‌توان نشانه‌ای از افزایش آگاهی درباره گرایش جنسی دانست. همچنین تعداد زیادی از آمریکایی‌هایی که خود را دگرجنسگرا می‌دانند، گفته‌اند که تجربیات همجنس‌خواهانه نیز داشته‌اند. ۱۲% از آنان به داشتن رابطه جنسی با جنس موافق اذعان داشته اند که در این میان تعداد زنان دگرجنسگرا (۱۵%) با این تجربیات، دو برابر مردان دگرجنسگرا (۸%) بوده است.
باید دانست که جایگیری بین نقاط ۱ تا ۵ در طیف به معنای این نیست که فرد خودش را دوجنسگرا می داند بلکه به معنای داشتن تجربیاتی از گرایش به بیش از یک  جنس است.  به همین دلیل هم در نمودارهای تولید شده سخن از طیفی از دوجنسگرایی به میان آمده است. در نمودار زیر درجات مختلفی از دوجنسگرایی در گروه‌های سنی مختلف در امریکا و بریتانیا ارائه شده است:‌
دوجنسگرایی و دگرجنسگرایی به تفکیک گروه‌های سنی در امریکا
دوجنسگرایی و دگرجنسگرایی به تفکیک گروه‌های سنی در امریکا
درجات دوجنس‌گرایی و دگرجنسگرایی به تفکیک سنی در بریتانیا
درجات دوجنس‌گرایی و دگرجنسگرایی به تفکیک سنی در بریتانیا
هردوی این نمودارها نشان می‌دهد هرچه سن افراد کمتر بوده، جایگیری بیشتری در طیف ۱ تا ۵ – که به عنوان دوجنسگرایی تلقی می‌شود – وجود دارد.
به نظر می‌رسد که افزایش آزادی‌های اجتماعی درباره گرایش جنسی و همچنین آگاهی عمومی در این باره در این دو کشور موجب شده است تا افراد بسیاری تمایل داشته باشند تا از مطلق‌نگری به این موضوع به سمت نسبی‌نگری حرکت کرده و همچنین از تشریح سوابق همجنس‌خواهانه خود اِبای کمتری داشته باشند.
در بررسی و تحلیل این آمار البته باید این نکته را در نظر داشت که جامعه امریکایی نسبت به جامعه بریتانیا، مذهبی‌تر و محافظه‌کارتر و حقوق رنگین‌کمانی‌ها و دگرباشان در بریتانیا به مراتب پیشروتر از امریکا است.
مقیاس کینزی که در دهه‌ ۱۹۴۰ توسط آلفرد کینزی ابداع شد، گرایش جنسی هر فرد را در طیفی بین اعداد ۰ تا ۶ دسته‌بندی می‌کند. در این مقیاس عدد ۰ نشان‌دهنده‌ آن است که فرد در طول زندگی تنها به جنس مخالف تمایل داشته و عدد ۶ نشان دهنده‌ می دهد که فرد تنها تجربه گرایش به هم‌جنس را داشته است. آلفرد کینزی که خود به هر دو جنس گرایش داشت،‌ از مهمترین پژوهشگران و تئوریسین‌های علوم جنسیت و گرایش جنسی است.
کینزی در تحقیق خود از واژه دوجنسگرا استفاده نکرد و افراد را به این صورت طبقه بندی کرد:
  • ۰- کاملاً دگرجنسگرا
  • ۱- بیشتر دگرجنسگرا فقط گاهی همجنسگرا
  • ۲- بیشتر دگرجنسگرا اما بیش از گاهی همجنسگرا
  • ۳- به یک اندازه دگرجنسگرا و همجنسگرا
  • ۴-بیشتر همجنسگرا اما بیش از گاهی دگرجنسگرا
  • ۵-بیشتر همجنسگرا فقط گاهی دگرجنسگرا
  • ۶- کاملاً همجنسگرا
با این وجود تحقیقات او در درک رواج گرایش به بیش از یک جنس نقش مهمی داشت. بسیاری از محققین بعدی او را برای بازتولید دوگانه همجنسگرا/دگرجنسگرا مورد انتقاد قرار دادند.
مؤسسه YouGov، با برگزاری نظرسنجی های علمی و آماری و اندازه گیری کمی و کیفی نتایج، گزارش های متنوعی را درباره مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مختلف به خصوص در کشورهای ایالات متحده آمریکا و بریتانیا منتشر مینماید. این گزارش‌ها، به موضوعات بسیاری درباره دیدگاه مردم به سیاستمداران (رؤسای جمهور، نخست وزیران، کابینه و غیره)، سیستم مالیات، مهاجرت دیگر ملت‌ها به کشور، قوانین مرتبط با مصرف دخانیات و الکل در جامعه، وضعیت مسکن و موضوعاتی از این قبیل می‌پردازد.

Friday, August 7, 2015

Babies with two biological same-sex parents could become a reality in j

Researchers from Cambridge University have found that it is possible to make a baby using the skin cells of parents of the same sex.
A stem cell research breakthrough has revealed that in just two years same-sex couples could have their own biological children.

Researchers from Cambridge University have discovered that it is possible to make a baby using skin cells of parents of the same sex.
The researchers have shown, for the first time, that human egg and sperm cells can be made from stem cells in the skin of two adults. They have stated that the technique could mean same-sex couples could have babies in just two years.
The scientists used stem cell lines from embryos as well as cells from the skin of five different adults. Ten different donor sources have been used so far and new germ-cell lines have been created from all of them.
The team, funded by The Wellcome Trust, compared the engineered stem cells with human cells from foetuses to make sure they had identical characteristics.
Azim Surani, leader of the project, told The Sunday Times: “We have succeeded in the first and most important step of this process, which is to show we can make these very early human stem cells in a dish. We have also discovered that one of the things that happens in these germ cells is that epigenetic mutations, the cell mistakes that occur with age, are wiped out.”

Friday, July 17, 2015


آلن تورینگ، ریاضیدان، منطق دان، رمز نگار و دانشمند رایانه است و به عنوان پدر علوم رایانه و هوش مصنوعی شناخته شده است. تورینگ یک همجنسگرا بود. اگر از همجنسگرایان متنفری لطفا کامپیوترت را هم کنار بگذار.