.

.

Monday, July 15, 2013

World cup 2018 and Homophobia danger

Football fans have expressed fears over the recent anti-gay bill in Russia which follows numerous homophobic beatings and murders in the country.

The ‘homosexual propagand bill, recentlygiven final approval in the Russian State Duma, which could make the public display of homosexuality a criminal offence, punishable through imprisonment.
Now the Gay Football Supporters’ Network (GFSN) has expressed anxieties that the bill’s passing could be used as a way to discriminate fans at the Russia 2018 FIFA World Cup. The organisation states that those attending could be persecuted or arrested simply for carrying a rainbow flag.
Ed Connell, Campaigns Officer for the organisation said: “The GFSN is very concerned that the footballing authorities see fit to award the prestigious World Cup to countries such as Russia which discriminate against the LGB&T community.
“We would urge UEFA and FIFA to demonstrate their resolve to tackle discrimination by seeking assurances that LGB&T supporters will be able to attend these events without the risk of intimidation or arrest merely because of their sexuality.”
The Gay Football Supporters’ Network has claimed that the anti-gay law is the latest of series of anti-gay events in Russia, from people losing their jobs due to their sexuality, to discriminatory government legislation, in addition to gay people being tortured and beaten to death.
The GFSN said that fans are considering cancelling their visits to the 2018 World Cup for fears over similar acts of aggression.
Mr Connell added: “We would also hope that future host applications will be scrutinized more closely so as to ensure that competitions are not awarded to countries with poor human rights records or without assurances from those countries that all members of the footballing family will be both safe and welcome.”

Wednesday, July 10, 2013

رها چون باد


آزاد بودن حس خوبیه، هم آزاد بودن از قید و بند افکار و عقاید محدود کننده و دربندکشنده روح و جسم انسان و تعصبات بی پایه و اساس و اعتقادات خرافی و تقدیس شده بدون کمترین فکر، و هم داشتن استتقلال رأی و آزادی عمل...
وقتی جوونایی رو میبینم که روند زندگیشون از پیش معلومه، سر به انتظاراتی که خانواده ازشون دارند سپردن، و ظاهرا به این سرسپردگی راضی و خشنودن و چیزی فراتر از این از مخیله شون خارجه، برای خودم خوشحال میشم (گرچه اون هم سبکی از زندگی و انتظارات آدم از زندگیشه که قابل احترامه، ولی مشکل اینجاست که اینطور آدم ها غالبا برای هیچ اندیشه ای جز اندیشه های مشابه خودشون کمترین ارزشی قائل نیستن و این بخشی از روحیه ی جامعه ی سنتی ایرانه
خوشحالم که می تونم راه زندگیم رو خودم انتخاب کنم! و مجبور نیستم تن به خواسته ها و فشارهای جامعه بدم...
البته هر چیز بهایی داره! و بهای این آزادی بسیار سنگین بوده و کماکان خواهد بود... (ولی نه سنگین تر از یک عمر زندگی گوسپندی

Monday, July 8, 2013

مارک و دیدگاهش


موسس فیس بوک 'مارک زوکربرگ' در چهل وسومین رژه ی افتخار سالانه ی سانفرانسیسکو در میان راهپیمایان بود.

فیس بوک یک واگن برقی که به نشان های افتخار تزیین شده بود اجاره کرده بود، همچنانکه 700 تن از کارکنان همجنس گرا، دوجنس گرا و ترنس جندر(ال جی بی تی) این شرکت 'مارک زوکربرگ' که در این واگن برقی بود را همراهی می کردند.

این سومین سالی است که فیس بوک در راهپیمایی افتخار سانفرانسیسکو شرکت می کند و همینطور امسال مصادف شد با سالی که فیس بوک خیلی درمورد پذیرش نسبت به جامعه ی ال جی بی تی علنی بود.

اخیرا فیس بوک گزارش آماری را در مورد کاربران آمریکایی اش نیز منتشر کرده بود که نشان میداد 70% کاربران فیس بوک در کشور آمریکا با دوستی در ارتباط هستند که خود را در تایملاین خود هجنس گرا یا دوجنس گرا معرفی میکند.

البته این درحالی است که بسیاری از افراد از همجنس گرایی یا دوجنس گرایی خود در فیس بوک در مقابل افرادی که با آنها در ارتباطند به طور علنی چیزی اعلام نمی کنند.

DegarVajeh : زاکربرگ در اقدام دیگری در هفته گذشته که دیوان عالی آمریکا که قانون دفاع از ازدواج را به نفع همجنس‌گرایان تغییر داد، در فیس‌بوک خود نوشت: «‌ به این‌که کشورمان در جهت درست در حرکت است افتخار می‌کنم و برای بسیاری از دوستانم و خانوداه‌هایشان خوشحالم.»
موسس فیس بوک 'مارک زوکربرگ' در چهل وسومین رژه ی افتخار سالانه ی سانفرانسیسکو در میان راهپیمایان بود.

فیس بوک یک واگن برقی که به نشان های افتخار تزیین شده بود اجاره کرده بود، همچنانکه 700 تن از کارکنان همجنس گرا، دوجنس گرا و ترنس جندر(ال جی بی تی) این شرکت 'مارک زوکربرگ' که در این واگن برقی بود را همراهی می کردند.

این سومین سالی است که فیس بوک در راهپیمایی افتخار سانفرانسیسکو شرکت می کند و همینطور امسال مصادف شد با سالی که فیس بوک خیلی درمورد پذیرش نسبت به جامعه ی ال جی بی تی علنی بود.

اخیرا فیس بوک گزارش آماری را در مورد کاربران آمریکایی اش نیز منتشر کرده بود که نشان میداد 70% کاربران فیس بوک در کشور آمریکا با دوستی در ارتباط هستند که خود را در تایملاین خود هجنس گرا یا دوجنس گرا معرفی میکند.

البته این درحالی است که بسیاری از افراد از همجنس گرایی یا دوجنس گرایی خود در فیس بوک در مقابل افرادی که با آنها در ارتباطند به طور علنی چیزی اعلام نمی کنند.

DegarVajeh : زاکربرگ در اقدام دیگری در هفته گذشته که دیوان عالی آمریکا که قانون دفاع از ازدواج را به نفع همجنس‌گرایان تغییر داد، در فیس‌بوک خود نوشت: «‌ به این‌که کشورمان در جهت درست در حرکت است افتخار می‌کنم و برای بسیاری از دوستانم و خانوداه‌هایشان خوشحالم.»


Facebook founder Mark Zuckerberg was among the marchers in San Francisco's 43rd Annual Gay Pride Parade.

Facebook rented a trolley car and adorned it with prideful decorations as 700 of the company's lesbian, gay, bisexual and transgender (LGBT) employees walked along, with Zuckerberg among those on the trolley.

This was the third year Facebook has marched in San Francisco's Pride Parade and it also comes at a time when Facebook has been very open about their acceptance for the LGBT community.

Facebook also released a new report that found 70% of Facebook users in the United States are connected to "a friend who has expressly identified themselves as gay, lesbian or bisexual on their timeline."

Meanwhile many people do not openly shows info of their homosexuality or bisexuality to those who they .are contacted with at facebook

also earlier last week as US supreme court striking down DOMA, Mark Zuckerberg said on his facebook that: "I'm proud that our country is moving in the right direction, and I'm happy for so many of my friends and their families. #PrideConnectsUs — feeling proud."

...خواهی نشوی رسوا

زندگی در یک جامعه و فرهنگ تک صدا و تک رنگ که در اون به ظاهر هیچ صدای مخالفی به گوش نمیرسه و به هیچ گروه یا اقلیت مخالفی حق عرض اندام یا حتی نفس کشیدن داده نمیشه، همه ی ما رو به یکجور بودن و یکنواخت بودن عادت داده (ای کاش کمی هم به یکرنگیمون کمک میکرد!). حاکمیت تمامیت خواه فرهنگ مردم رو هم مثل سایر جنبه های مادی و معنوی زندگیشون به انحصار خودش در آورده و با (سوء) استفاده از قدرت و ثروت بی انتهایی که در دست داره و با توسل به سلاح مهلک و بالقوه خطرناکی به اسم دین، با شناخت صحیح نقاط ضعف فرهنگی مردم و صدالبته پندگیری از وقایع تاریخی دوران معاصر، به کمک اندیشمندان شیطان صفتی که ارواح پلیدشون رو در اختیار شیطان قرار دادند، سعی در تزریق اندیشه و تفکرات تک قطبی خودش با سرنگ خشونت به مغز جامعه داره (خطری که خصوصا نسل جوون رو به شدت تهدید میکنه و مثل یک بیماری خطرناک در حال تبدیل شدن به یک اپیدمی خاموشه که به نظر من ملت ما رو بیش از هر زمان دیگه ای به قهقرای اضمحلال و توحش سوق میده).
در این جامعه "مجبوری" همرنگ جماعت بشی! بایست گوسپند باشی و مطیع؛ و اگر هر نظری جز نظرات خورانده شده به جامعه داشته باشی، "بیگانه" و "دشمن" محسوب میشی و از پیش رو برداشتنت واجب شرعی!
متاسفانه این در ضمیر ناخودآگاه اکثریت ما (شاید حتی خود من) نهادینه شده... جامعه ای که در اون همه شبیه هم هستن، همه شبیه هم فکر میکنن، همه شبیه هم زندگی میکنن (آدم رو یاد دوران سلطه ی کمونیست میندازه!)... همه ی این ها یک طرف ولی زجرآور تر از همه اینکه هیچکس تحمل حتی شنیدن یا دیدن چیزی غیراز اونچه ازش به "عرف" (نظر من "عرف گله ی گوسپندان") تعبیر میکنند رو نداره!
کافیه یک اقدام کوچیک "غیرعرفی"! انجام بدی تا انگشت نمای خاص و عام بشی و هیچ کس حتی به خودش زحمت لختی فکر کردن در مورد احتمال اینکه حق با تو باشه رو نمیده...
جامعه ای که مردمش تشنه به خون هستند، سرگرمیشون تماشای مراسم اعدامه، احساسی ترین عمل زندگیشون رابطه ی جنسیه، غیراخلاقی ترین عمل از نظر اون ها بوسیدن لب هاست، بی حجابی رو عین فاحشگی میدونن، حجب و حیا رو با سکوت و نادیده انگاشتن واقعیات زندگی همسنگ میشمرن، افکار منحرفشون تمام عمر درگیر مسائل پیش پا افتاده ایه که شهامت حل کردنش رو یکبار برای همیشه با عقل و وجدان خودشون ندارن، عقل هاشون رو تعطیل کرده اند و همه سرنوشت و رأی و تصمیمشون رو به شرع واگذار کرده اند.. حال و روز این جامعه گریه آوره...
اینجاست که آدم با عمق وجودش درد هدایت و فروغ و پروین و شاملو و اخوان و سهراب و نیما رو احساس میکنه... و اینجاست که این شعر منو با خودش میبره:
من اینجا بس دلم تنگ است...
من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم، قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟؟؟


Sunday, July 7, 2013

شکواییه

یه روز از همین روزا که داشتم مثل همیشه از خیابون کنده کاری شده ی  محلمون رد میشدم یهو روی پیشخون دکه روزنامه فروشی محل، تصویر پرچم رنگین کمانی روی جلد یکی از کثیف ترین روزنامه های کشور نظرم رو به خودش جلب کرد!خیلی جالبه! یکی نیست بگه آخه هموفــوب های بیچاره، شما علاوه بر اینکه از ناآگاهی مردم برای پیشبرد اهداف پلیدتون سوء استفاده می کنید، خودتون هم فرق ... (بخوانید باقالی پخته!) و گوشت کوبیده رو تشخیص نمیدین!، خب مگه مجبورتون کردن در مورد مطلبی که نمی دونید اعاده فضل کنید! حالا میخواید تظاهرات اعتراضی مردم برزیل علیه طرح "درمان" هم  جنـــس گراها رو جای اعتراضات خیابانی به افزایش 7 درصدی بهای حمل و نقل عمومی بذارید، حداقل اون پرچم رنگین کمانی رو شطرنجی می کردید که دین و دنیای مردم رو به مخاطره نندازید! بِحمد لله که مردم ما با این مسائل (منظورم افزایش 7درصدی بهای حمل و نقل عمومیه!) کاملا بیگانه اند و گذشته از اون، اینقدر نجیب!!! هستند که 7 درصد که سهله، اگر بهای حمل و نقل عمومی 70 درصد هم افزایش پیدا کنه(کما اینکه سالی چند مرتبه می کنه!) لب از لب باز نمی کنن، چه رسد به مخالفت با احکام محتوم باری تعالی و اعتراض به حکومت عدل الهی!!! و شُکر و صد شُکر که هم جـنس گـرایی و این مسائل هم مال بِلاد کفره و (بنا به اخبار موثق) ما اصلا توی مملکتمون همــجنـس بـاز نداریم، والا خون سردبیر (نه چندان) محترم مباح و زن هاش بر عموم مسلمین حلال می شدند!

انتظار من به عنوان یک همجنس گرا از اکثریت جامعه ایران


 پذیرفتن واقعیتی به عنوان همجنس گرایان در ایران
از نظر مجامع علمی و پزشکی معتبر (برای مثال APA) همجنس گرایی یک بیماری روانی و اختلال نیست، همجنس گرایی یک پدیده مدرن نیست، همجنس گرایان به عنوان یک اقلیت در طول تاریخ و در سراسر زمین و در جوامع و فرهنگ های مختلف وجود داشتند، ایران هم از این قاعده جدا نیست، اکثرت باید قبول کند که حضور همجنس گرایان واقعی است و نمی توان آن را انکار کرد.
چرا لازم است همجنس گرایان به عنوان یک واقعیت اجتماعی پذیرفته شوند؟
انکار کردن واقعیت های اجتماعی در هر زمینه ای (از تغییر شرایط اجتماعی و سطح سواد زنان گرفته، تا اعتیاد و پیشرفت اجتماعی فرهنگی و وجود همجنس گرایان) توان جامعه را در بررسی موقعیت ها و توان رویارویی با مسائل و نیازها و توان انعطاف پذیری از بین خواهد برد، برای حفظ پویایی و سلامت جامعه چشم پوشی بر روی حقایق راه کار مناسبی نیست
پذیرفتن ظرفیت نقش مثبت همجنس گرایان
ما به عنوان یک شهروند اقلیت می توانیم از ظرفیت های فردی و اجتماعی خود در جهت فعالیت های مثبت در جامعه برای مثال کار، مسئولیت پذیری اجتماعی، تعهد به قوانینی که منصفانه نوشته شده باشند و مشارکت در پاسداری از آن، مشارکت در امور ملی برای مثال دفعاع از کشور و غیره استفاده کنیم، لازم است که این ضرفیت ها جدی گرفته شود و به آن بها داده شود.
چرا باید ظرفیت نقش مثبت همجنس گرایان پذیرفته شود؟
در این صورت می توان از این ظرفیت استفاده کرد، در غیر این صورت همیشه این امکان وجود خواهد داشت که همجنس گرایان به عنوان یک اقلیت سرخورده و منزوی از ظرفیت های خود بر علیه منافع عمومی استفاده کنند، بنابر این منافع اکثریت و اقلیت در این جهت است که نیروی فردی و اجتماعی همجنس گرایان در جهتی قرار گیرد که برای همه سودمند باشد
 دست برداشتن از سرکوب همجنس گرایان
قوانین همجنس گرا ستیز باید برچیده شود، دیدگاه های منفی اجتماعی به همجنس گرایان می تواند و باید اصلاح شوند، فشار بر همجنس گرایان و تلاش های بی فایده برای تغییر اقلیت همجنس گرا و به بردگی کشاندن ما باید متوقف شود، هیچ گونه تبعیضی در جامعه در قوانین در خانواده در محیط کار نباید بر اساس جنسیت و گرایش جنسی وجود داشته باشد.
چرا باید از سرکوب همجنس گرایان دست برداشت؟
حمله و سرکوب و زیر فشار گذاشتن همجنس گرایان عمدتا با دو هدف انجام می شود، یکی حذف همجنس گرایان است و دیگری تلاش برای تغییر همجنس گرایان، حذف همجنس گرایان ممکن نیست به این دلیل که ما فرزندان مردم دگرجنس گرا هستیم، ما محصول جامعه و سبک زندگی اکثیرت هستیم، همجنس گرایان تا زمانی که نسل بشر ادامه داشته باشد و راه حل پزشکی برای تعیین گرایش جنسی جنین پیدا نشود وجود خواهند داشت و فعلا راه حل عملی برای حذف کامل همجنس گرایان وجود ندارد نتیجتا این تلاش بیهوده است، تغییر گرایش جنسی هم بنا به نظر مجامع علمی ناممکن است و تلاش های نافرجام در این زمینه نتیجه ای جز ایجاد اختلالات روانی شدید در همجنس گرایان نداشته، این تلاش های بیهونده نتیجه ای جز صرف انرژی فردی و اجتماعی دوطرف دعوا نخواهد داشت.

Thursday, July 4, 2013

دین عدالت ، حکم عدالت

دوستان عزیز نمیخواهم از موضوع اصلی وبلاگمون خارج شوم اما 
این قضیه آنچنان شوک آور و توهین آمیز بود که دوست داشتم منتشرش کنم
به احترام دوستان مبارزم به احترام اشک چشم مادران داغدیده و پدران منتظر و چشم به راه
شوک دادگاه کهریزک؛ جنایتی با جریمه ۲۰۰ هزار تومانی

شوک دادگاه کهریزک؛ جنایتی با جریمه ۲۰۰ هزار تومانی
 جرس: دادگاه سرانجام رای خود درباره متهمان پرونده بازداشتگاه کهریزک را اعلام کرد. بازداشتگاهی که در آن گروهی از معترضان به انتخابات ریاست جمهوری گذشته تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفتند و دستکم سه نفر از آنان یعنی محسن روح‌الامینی، امیر جوادی‌فر و محمد کامرانی به دلیل شکنجه های انجام شده جان خود را از دست دادند.

سعید مرتضوی دادستان سابق تهران، حسن زارع دهنوی (معروف به قاضی حداد) معاون او و علی‌اکبر حیدری‌فر دادیار سابق دادگستری تهران، کسانی هستند که در پرونده بازداشتگاه کهریزک نام آن‌ها به عنوان متهم وجود دارد. مقام‌های جمهوری اسلامی هر بار که بحث رسیدگی به سرکوبهای پس از انتخابات پیش می‌آمد از برگزاری دادگاه کهریزک به عنوان سند افتخاری در برخورد با خاطیان یاد می‌کردند. اعلام رای دادگاه اما موید دیدگاه کسانی بود که از پیش نسبت به اجرای عدالت درباره مته‌مان تردید داشتند. هر سه متهم این پرونده در رابطه با اتهام بازداشت غیرقانونی به انفصال دائم از خدمات قضائی و ۵ سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شده‌اند. سعید مرتضوی متهم ردیف اول پرونده در خصوص اتهام «گزارش خلاف واقع» به پرداخت ۲۰۰ هزار تومان جریمه نقدی هم محکوم شده است. دادگاه او را از اتهام معاونت در قتل مرحوم محمد کامرانی تبرئه کرده است.
خبری که به مصلحت نبود!

خبرگزاری مهر ساعتی پس از آنکه حکم دادگاه درباره مته‌مان پرونده کهریزک را روی خروجی خود قرار داد ناگزیر به حذف آن شد. دلیل حذف این خبر مشخص نیست اما به نظر می‌رسد در ارتباط با اظهاراتی باشد که روز دوشنبه (۱۰ تیر) از سوی غلامحسین محسنی اژه‌ای، دادستان کل و سخنگوی قوه قضاییه ایران ایراد شد. او با اشاره به فرصت تجدیدئظر خواهی مته‌مان گفته بود که رای دادگاه پس از نهایی شدن حکم اعلام خواهد شد. در همین حال محسن افتخاری٬ رئیس دادگاه کیفری استان تهران پس از انتشار رای دادگاه به خبرگزاری فارس گفت اعلام جزئیات این حکم «غیرقانونی» و «رسانه‌ای که این خبر را منتشر کرده باید از لحاظ قانونی پاسخگو باشد.» وی اظهار داشت: «زمانی که حکم قطعی نیست حتی ما هم اجازه اعلام آن را نداریم و من نمی‌دانم برخی از کجا و با چه اجازه‌ای این‌گونه اخبار را منتشر می‌کنند.»



کاربرانِ شاکی و شوک زده
حکم دادگاه کهریزک به سرعت در شبکه‌های اجتماعی به بحثی داغ تبدیل شد. رفع اتهام از مرتضوی در زمینه معاونت در قتل و در نظر گرفتن جریمه‌ای ۲۰۰ هزار تومانی برای او، بسیاری را یاد دادگاهی انداخت که پس از وقایع کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ تشکیل شد و علیرغم سرکوبهای شدید دانشجویان توسط پلیس و لباس شخصی‌ها، سرانجام یک دادگاه با صدور رای علیه یک سرباز به اتهام دزدی ریش تراش به کار خود پایان داد.


مضمون غالب تحلیل‌هایی که از سوی کاربران شبکه‌های اجتماعی درباره حکم دادگاه طرح شده است مبنی بر بی‌اعتمادی به دستگاه قضایی برای اجرای عدالت است. نوشته‌های بسیاری در این شبکه‌ها با طعنه درباره رای دادگاه دیده می‌شود. کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر در نوشته‌ای با اشاره به جریمه ۲۰۰ هزار تومانی مرتضوی در دادگاه به طعنه گفته است «قوه قضاییه اعلام کرده ۲۰۰ هزار تومان جریمه متهم ردیف اول پرونده کهریزک بوده، به ردیفهای دوم تا دهم قراره لوح تقدیر و دیپلم افتخار اهدا بشه.» حسین نورانی‌نژاد از اعضای جبهه مشارکت ایران هم در یادداشتی با اشاره به رای دادگاه نوشته است: «دستگاه قضایی نظرسنجی کند و ببیند چند درصد مردم حکم مرتضوی را یک جور و حکم زندانیان سیاسی دیگر را جور دیگر ناعادلانه و سیاسی می‌دانند؟ نتیجه ناگفته معلوم است. آن‌ها بین اعتماد عمومی و حفظ مرتضوی‌ها، حفظ سعید مرتضوی‌ها را برگزیده‌اند. انتخابی که آینده نشان می‌دهد چقدر درست‌تر بوده. تکیه بر سعید مرتضوی‌ها یا تکیه بر مردم.»


پشتگرمی به سابقه‌ی سرکوب

مرتضوی پیش‌تر گفته بود چنانچه از سوی دادگاه محکوم شود به رای تمکین نخواهد کرد و علیه آن اعتراض می‌کند. بنابرقانون، او ۲۰ روز فرصت تجدیدنظرخواهی دارد و بعید نیست که حتی رای صادر شده کنونی هم در دادگاه تجدیدنظر شکسته شود و پرداخت ۲۰۰ هزارتومان جریمه هم از گردن او ساقط شود. بسنده کردن دادگاه به انفصال مرتضوی از فعالیت‌های قضایی و انفصال ۵ ساله‌اش از فعالیت‌های دولتی نشانگر حریم امنی است که او به واسطه سال‌ها سرکوب علیه روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و مدنی به دست آورده است. مرتضوی در دوره اصلاحات قاضی رسیدگی کننده به پرونده‌های مطبوعاتی بود و رای به توقیف و زندانی کردن بسیاری از اصحاب رسانه داد. او سپس در مقام دادستان تهران اختیارات گسترده تری را برای سرکوب معترضان پیدا کرد و اوج آن را در جریان رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهموری سال ۱۳۸۸ به نمایش گذاشت. مرتضوی وقتی که موضوع دادگاه کهریزک پیش آمد با دفاعی صد در صدی از عملکرد خود مدعی شد که مظلوم واقع شده است و در این پرونده قربانی است. اظهارات او البته حاوی از تشویش و نگرانی نسبت به رای دادگاه نبود و نتیجه اعلام شده توسط دادگاه هم نشان می‌دهد که دلگرمی و آسودگی خیال وی بی‌وجه نبوده است. بسیاری از کسانی که روند دادگاه را دنبال می‌کردند انتظار داشتند که قضات حتی اگر بخواهند در این پرونده جانب ملاحظات را هم نگه دارند باید به مرتضوی حکم حبس تعلیقی بدهند اما معاف شدن او از حبس و صرفا در نظر گرفتن انفصال از خدمت برای وی به همراه حکم ۲۰۰ هزارتومان جریمه برای بسیاری شوک آور بود.